نگاه من بس دور و بی انتها
از پس دیدگان محدودم...
براستی باید بین ستاره ها تمییز قرار داد؟!...
نه...! نه...! آنها با هم فرقی ندارند...
از دید محدود من و تو آنها یکی کوچک و یکی بزرگترند...
اما گاهی برای دیده شدن، باید مثل آن ستاره ی بزرگ و چشمک زن
متجلب باشی!... شاعر: سینا
برچسب: اشک های آسمان,اشک های اسمان مهدیه,
نویسنده: میلاد فدایی
پی آواز کبوتر بودم
ناگهان چشم دلم به سراغ سبزترین سبزه ی خاک معطوف شد...
و در آن تاریکی خاک،
به یاسی رسیدم که بوی صمیمیت می داد...
من در این جهان کبوترها، سبزه ها، یاس ها
آفریده ها
تو را می خوانم
تو را می خواهم... شاعر: سینا
برچسب: هستی سبزه پرور,رویش سبز هستی,
نویسنده: میلاد فدایی
نمی دانم تا کی باید شاهد اندوه دل مادرم باشم؟
زندگی زیباست...
حتی با کبودی ها و سایه های تاریکش...
شــــــــــــــــــــــــــاعر: ســـــــینا
برچسب: آوای آرام آشنا,
نویسنده: میلاد فدایی
میان اندیشه ی خیس آسمان
میان شکوه پرواز پرنده
میان اشک های ابر،
درون قلب یخ زده ی سنگ ها
اما نه...
صدای مادرم نبود...
صدای کبوتر می آید... .
شاعر : سینا
برچسب: مادرم رفت,مادرم دوستت دارم,مادر مرتضی پاشایی,مادرم تاج سرم,مادرم روزت مبارک,مادرم تولدت مبارک,مادرم فرشته است,مادرم مرد,مادرم کجایی,مادرم زهرا,
نویسنده: میلاد فدایی
برچسب: عطر خدا,سایت عطر خدا,عطر لبخند خدا,شعر عطر خدا,بوی عطر خدا,عطر باران خدا,عطر لبخند خدا میگیرم,عطر دل آرای خدا,عطر خدا در اینستاگرام,عطر خداوند,
نویسنده: میلاد فدایی